شيخ محمد جعفر امامى

48

لغات در تفسير نمونه ( فارسى )

وزن قمر ) كه به معناى « شدت خوشحالى توأم با هوسبازى » است . « 1 » [ أَشْراط : ] « فَقَدْ جآءَ أَشْراطُهَا » « اشْراط » جمع « شرط » ( بر وزن شرف ) به معناى « علامت » است . بنابراين « اشراط الساعة » اشاره به نشانه‌هاى نزديك شدن قيامت است . « 2 » [ أَشْقى : ] « إِذِ انْبَعَثَ أَشْقاها » « أَشْقى » از مادّهء « شقو » به معناى « شقىترين » و سنگدل‌ترين افراد ، اشاره به همان كسى است كه « ناقهء ثمود » را به هلاكت رساند ؛ همان « ناقه » ( شتر ماده ) اى كه به عنوان يك معجزه در ميان آن قوم ظاهر شده بود و هلاك كردن آن ، اعلان جنگ با آن پيامبر الهى محسوب مىشد . « 3 » [ إِشْمَأَزَّت : ] « وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ » « اشْمَأَزَّت » ازمادهء « اشمئزاز » به‌معناى « گرفتگى و تنفّر » از چيزى است . « وَحْدَهُ » منصوب است به عنوان حال ، يا مفعول مطلق . « 4 » [ أَشْهاد : ] « يَوْمَ يَقُومُ الأَشْهاد » « أَشْهاد » جمع « شاهد » يا « شهيد » است ( همان‌گونه كه « اصحاب » جمع « صاحب » و « اشراف » جمع « شريف » است ) و به هرحال ، به معناى گواهان است . « 5 » [ أَشْياع : ] « وَلَقَدْ أَهْلَكْنآ أَشْياعَكُمْ » « أَشْياع » جمع « شيعه » به معناى كسانى است كه از سوى فردى به هر طرف مىروند ، امور مربوط به او را نشر و شياع مىدهند ، و او را تقويت مىكنند . و اگر شيعه به معناى پيرو ، استعمال مىشود نيز ، از همين جهت است . « 6 » [ أصحاب‌الايكه : ] « أَصْحَابُ الأَيْكَةِ » « ايكه » به معناى « درخت » است و « اصحاب الايكه » همان قوم حضرت « شعيب » هستند كه در سرزمينى پر آب و مشجر ، در ميان « حجاز » و « شام » زندگى مىكردند . « 7 » [ إِصْر : ] « وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنآ إِصْراً » « اصر » در اصل به معناى گره زدن چيزى و يا نگهدارى و محبوس كردن آن با قهر و غلبه است و به امورى كه انسان را از كارهاى مهم

--> ( 1 ) . قمر ، آيهء 25 ( ج 23 ، ص 62 ) ( 2 ) . محمّد ، آيهء 18 ( ج 21 ، ص 468 ) ( 3 ) . شمس ، آيهء 12 ( ج 27 ، ص 69 ) ( 4 ) . زمر ، آيهء 45 ( ج 19 ، ص 508 ) ( 5 ) . مؤمن ، آيهء 51 ( ج 20 ، ص 143 ) ( 6 ) . قمر ، آيهء 51 ( ج 23 ، ص 87 ) ( 7 ) . ص ، آيهء 13 ( ج 19 ، ص 249 )